RSS

تجربه‌تاریخی در مورد زنان و دختران!

07 نوامبر

هفت، هشت ساله که بودیم دخترها در کل ممه نداشتند پس هر کسی ممه نداشت دختر بود و هر کسی داشت بهش می‌گفتیم زن یا خانم… چهارده، پانزده ساله که بودیم همه ممه داشتن پس هر کس مانتو و مقنعه‌ی سرمه‌ای داشت دختر بود و هر کس مانتوی قهوه‌ای یا کرم داشت زن یا خانم بود… بیست و یکی دو ساله که بودیم هر کس هنوز ابروهاش رو بر نداشته بود و آرایشی جز ماتیک کم‌رنگ نداشت دختر بود و هر کس هم زیر ابرو برداشته بود و هم آرایش داشت و هم موهایش را رنگ کرده بود خانم یا زن می‌نامیدیم… سی و یکی، دو ساله که بودیم هر کس موقع حرف زدن با ما پشت چشم نازک می‌کرد ولی از پشت سر با حسرت نگاه‌مون می‌کرد دختر بود و هر کس موقع حرف زدن چند تا لبخند تحویل‌مون می‌داد و دلبری می‌کرد زن یا خانم بود. مرده شورش رو ببرن الان تو چهل و پنج سالگی به هر کسی، حتا اگر دو سال از خودمون کوچک‌تر باشه و چون فکر می‌کنه پیرمرد هستیم لب‌مون رو هم بوس می‌کنه، میگیم دختر و هر کس حتا اگه یک سال بزرگ‌تر از ما باشه بهش میگیم پیرزن… فردا رو نمی‌دونم!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 11/07/2014 در دنیای اطراف من

 

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

Please log in using one of these methods to post your comment:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: