RSS

درد

01 آوریل

زمان دانشجویی یکی از اداهای روشنفکری‌مان این بود که بریم تو قهوه‌ خانه‌های پایین شهر بنشینیم چای بخوریم و سیگار بکشیم تا بفهمیم درد مردم محروم جامعه چیه… نمی‌دونم چرا تا پا توی قهوه‌ خانه می‌گذاشتیم یا همه ساکت می‌شدند یا چشم‌شان هی می‌پرید و فکر می‌کردی دارند چشمک می‌زنند!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 04/01/2013 در دنیای اطراف من

 

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

Please log in using one of these methods to post your comment:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: