RSS

بایگانی ماهانه: نوامبر 2012

این دستا شله!

زمانی که می‌بینم یک خواننده نمی‌تواند خودش به تنهایی کنسرتش را گرم کند و مدام از تماشاچیان می‌خواهد که دست بزنند یاد بچه‌های چند ماهه‌ای می‌افتم که عمه و عمو و خاله و دایی باید دست بزنند تا این کمی کونش را تکان بدهد و نی‌نای‌نای کند!

Advertisements
 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 11/29/2012 در دنیای اطراف من

 

سنت

همه‌ی سنت‌ها بد نیستند و می‌توان به آنها پایبند بود. مساله این است که اگر دیدی این سنت‌ها جلوی پیشرفت را می‌گیرند اهل سنت شکنی هستی یا نه؟!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 11/29/2012 در دنیای اطراف من

 

بهانه‌

“قدیمی‌ها بهتر می‌فهمیدند”… بهانه‌ای برای استفاده نکردن از مغز!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 11/28/2012 در دنیای اطراف من

 

مباهله

من به جای خامنه‌ای بودم می‌گفتم توی یدید نقره پودر رنگ قاطی کنن و چند تا هواپیما می‌قرستادم که ابرها را بارور کنن بعد شروع می‌کردم نفرین کردن و از جدم کمک خواستن و دشمنانم را به مباهله خواندن… احمق هم که فراوان!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 11/27/2012 در دنیای اطراف من

 

کمپین عدم خشونت علیه خدایان

این مومنان که عقل‌شان نمی‌رسد بیایید خودمان یک کمپین عدم خشونت علیه خدایان راه بیاندازیم و آنها هم قول بدهند، مثل زنان، اگر خشونتی علیه‌شان انجام گرفت آن را سرنوشت ذاتی خود بدانند و دم بر نیاورند!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 11/26/2012 در دنیای اطراف من

 

شور زندگی

دیروز جایی بودم پر از دخترهای زیبا که حتا به من ۴۳ ساله لبخند می‌زدند. یاد جوانی‌ام افتادم که لبخند جرم بود و یاد گرفته بودم نه بگویم: نه به زیبایی… نه به دوست داشتن… نه به همه چیز! آرمانی برگزیده بودم و نمی‌دانستم بی شور زندگی، آن آرمان چیزی نبود مگرحماقت. زندگی‌ام کتاب بود و شطرنج… خیلی چیزها آموختم مگر زندگی کردن، لذت بردن از لحظه‌ها… و البته لبخند زدن! و دیگر برای آموختن و به کار بردن آن چیزها بسیار دیر است.

 
۱ دیدگاه

نوشته شده توسط در 11/25/2012 در دنیای اطراف من

 

سوسک‌ها و آدم‌ها

چیزی که اسلام را زنده نگه داشته است ترس از سوسک شدن است. حاضرم همان سوسک له شده‌ای باشم که حال هر آدمی را به هم می‌زند ولی آزاده بمیرم!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 11/25/2012 در دنیای اطراف من