RSS

بایگانی ماهانه: دسامبر 2011

عبدالمطلب

پدر بزرگ محمد… مردی که آب مقدس زمزم را می فروخت… از بت های کعبه نگهداری می کرد و از این طریق بر ثروتش می افزود… و هنگامی که ابرهه به کعبه حمله کرد تنها چیزی که برایش مهم بود شترانش بود و کعبه را با همه ی خدایانش به دویست شتر فروخت!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/31/2011 در دنیای اطراف من

 

لوط

وقتی داستان سدوم و گمورا را می خوانم از خودم می پرسم: نکنه لوط می خواسته دخترهاش رو به همشهری هاش پیشکش کنه که خودش اون دو تا فرشته ی مرد خوشگل را بالا بکشه؟ تاریخ در این مورد سکوت کرده است!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/31/2011 در دنیای اطراف من

 

یوسف و زلیخا

حالا که هر دو شون مرده ن ولی جدی جدی یوسف به زلیخا نظر نداشت یا باز ماجرای جا نماز آب کشیدنه؟!

 

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/31/2011 در دنیای اطراف من

 

شاپره

و خدایی که در این نزدیکی ولو است… لای این شب بو ها… پای آن کاج بلند… عاقبت یک روز… زیر پای شاپره ای گمنام له خواهد شد… و سهراب همچون رستم… باده خواهد نوشید… و بر مسلمانی اش شک خواهد کرد!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/31/2011 در دنیای اطراف من

 

عشق

گاهی فکر می کنم انسان عشق را اختراع کرد تا سکس را دور از دسترس قرار دهد!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/31/2011 در دنیای اطراف من

 

نماینده

ایران که بودم من هم می خواستم مثل جناب آقای خزعلی برای نمایندگی مجلس کاندیدا بشم…برای ثبت نام دوازده تا عکس می خواستند که دست بر قضا من فقط سه تا داشتم که گوشه یکی شان هم پاره شده بود… به ناچار صرف نظر کردم و رو سیاهی به جمهوری اسلامی ماند. این گونه است که ما پیروز می شویم!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/29/2011 در دنیای اطراف من

 

دزدی و دیگر هیچ

اگر خبرها یا نوشته های دزدیده شده از بلاگ ها یا وبسایت های تولید کننده محتوا نباشند خیلی ها باید در بلاگ یا وبسایت شان را گل بگیرند! خبر را نقل می کنی بکن، ولی دست کم یادآوری بکن اون خبر یا نوشته ی لعنتی رو از کجا کش رفته ای تا دست کم عوضی ای که اون رو نوشته دلش خوش بشه!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/29/2011 در دنیای اطراف من

 

نفرت

دوباره همه ی خط کشی های مغزم به هم ریخت: فکر می کنم تنها محرکی که انسان را رو به جلو رانده است نفرت بوده است نه عشق!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/28/2011 در دنیای اطراف من

 

چهل و سه!

و اینک منم سرشار از نفرت از خودم و جهان درنخستین روز از چهل و سه سالگی. نمی دانم جه بر سر آن آرمان ها آمده است… شاید دیگر اهمیتی ندارند… شاید این همه سال را بیهوده در جستجوی رویاهای کودکانه ام هدر دادم… شاید آن چیزی را که فکر می کردم هوش من است چیزی جز حماقتم نبود… شاید می شد یک زندگی قارچ گونه ولی شاد داشت… شاید می شد همان «هیچ چیزی» را که الان هستم از همان آغاز جوانی می بودم. شاید بهتر بود به جای تلاش برای بالا رفتن به سوی نا کجا آباد،  با کون از بالای تپه سر می خوردم به سوی دشت سبز گاوها.

 
3 دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/28/2011 در دنیای اطراف من

 

رو در بایستی

هیچ دیکتاتوری نمی خواسته دیکتاتور باشد؛ هواداران هستند که از یک سایه، هیولا می سازند و آن سایه ی تازه به دوران رسیده در رو در بایستی شان گیر می کند و می کوشد چیزی شود که آنها می خواهند. به سید علی بنگرید… در مقایسه با او، لکه ی به جا مانده از ادرار یک سگ روی دیوار، قابلیت بیشتری برای دیکتاتور شدن دارد اما این هواداران… این ارزش مداران!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/26/2011 در دنیای اطراف من

 

ریاکار

کسی که همیشه خوب و خوش اخلاق است یا احمق است یا ریگی به کفش دارد. چنین گفت ریگ درون کفش آرتاهرمس!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/26/2011 در دنیای اطراف من

 

خلافکار

بیشتر مواقع چیزی که آن را » خلاف» می نامیم تلاشی است برای ادامه زندگی یا حتا زنده ماندن… همه مان خلافکار هستیم فقط یا گیر نیفتاده ایم یا هنوز قانونی در مورد کاری که انجام می دهیم وضع نشده است. چنین گفت آرتاهرمس خلافکار!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/26/2011 در دنیای اطراف من

 

خط پنجم

آن خطاط سه گونه خط نوشتی… و نفهمیدی خود، خط پنجم است که من آن را نوشته ام و دور انداخته ام!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/25/2011 در دنیای اطراف من

 

نگاه چپ

چپ بودن به معنای چپ دیدن نیست… مارکسیستی؟ باش… آنارشیستی؟ ایرادی ندارد… سوسیالیستی؟ آفرین!  جهان را دوباره تبیین کن… نه کاپیتالیسم همان کاپیتالیسم است و نه جهان همان جهان! اینک تویی و یک دنیا انسان در برابرت که از تو می ترسند… چه نویدی برای شان داری؟ چه امید راستینی برای شان داری؟!

 

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/25/2011 در دنیای اطراف من

 

خدا

حتا اگر خدایی وجود داشته باشد بد نیست گاهی جفتکی انداخت، گازی گرفت یا نیشی زد تا مبادا بپندارد چیزی بیش از عروسک خیمه شب بازی اش نیستیم!

 

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/21/2011 در دنیای اطراف من

 

فمینیسم ایرانی

فقط یک فمینیست ایرانی می تواند در زندگی اجتماعی خود را فمینیست بنامد و در زندگی شخصی دیگر زنان را عقب مانده های ذهنی ای بداند که هر چه می کشند حق شان است. خواهان برابری حقوق زنان و مردانی؟ نگاه مردانه ات به دیگر زنان را تغییر بده و برای شان کاری بکن!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/21/2011 در دنیای اطراف من

 

مسوولیت گریزی

مسوولیت گریزی یعنی در دنیایی که انسان ها برای دولت ها به شماره تبدیل شده اند تو به جای این که فرزندت را شماره گذاری کنی، ابلهانه دنبال نام های اصیل بگردی!

 

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/21/2011 در دنیای اطراف من

 

ترقی معکوس

بیست، سی سالم که بود خودم را وکیل وصی همه مردم دنیا می دانستم… الان وکالتم را به مردم ایران محدود کرده ام… بعید نیست چند سال که بگذره و به پنجاه برسم، آدم بشم و مثل بقیه مردم فقط سنگ خودم را به سینه بزنم. به امید آن روز!

 

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/20/2011 در دنیای اطراف من

 

شانس

احمقانه است ولی گاهی شانس پنجاه-پنجاه با بخت یک در میلیون برابر است. برای مثال می دانی شانس این که لاتاری ات برنده شود یک در میلیون است ولی خود را دلداری می دهی که یا می برم یا نمی برم که می شود پنجاه-پنجاه! دو سال پیش خامنه ای در چنین وضعیتی قرار گرفته بود ولی به بخت پنجاه-پنجاه امید بست و برای زنده ماندن، کشت و پیروز شد. شاید نوبت ما است که یک بار دیگر سکه های مان را بالا بیاندازیم و چون خودمان توان انقلاب کردن را نداریم به بخت مان امید ببندیم!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/19/2011 در دنیای اطراف من

 

عزای عمومی

به مناسبت مرگ ناگهانی و جانگداز چناب آقای کیم جونگ ایل  رهبر خلقی کشور دوست و برادر کره شمالی، حصرت آیت الله خامنه ای رهیر معظم انقلاب سه روز عزای عمومی اعلام نمودند و به همین مناسبت فردا دوشنبه تمام حوزه های علمیه سراسر کشور تعطیل خواهند بو و مراسم عزاداری نیز در حرم مطهر حضرت معصومه(س) برگزار خواهد شد.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/18/2011 در دنیای اطراف من

 

کپی رایت

اگر در ایران کپی رایت رعایت می شد خیلی از مشکلاتم حل بود و آخر عمری بی خیال نفع مادی می شدم و داستان ها رو می فرستادم تو نت؛ ولی وقتی حتا به مینیمال صد تا یه غاز رحم نمی کنند معلوم نیست چه بر سر داستان ها خواهد آمد! نمی دونم شاید این هم یه بهونه مزخرفه برای ادامه دادن به این زندگی نکبت:((

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/18/2011 در دنیای اطراف من

 

عشق

تا عشق را توی لوله آزمایش یا زیر میکروسکوپ نبینم به وجودش ایمان نمی آورم حتا اگر در حال گاز گرفتن لب هایم باشد!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/18/2011 در دنیای اطراف من

 

پاندورا

پاندورا… پاندورا… هرچه می کشم از دست تو است… امیدت را هم نخواستم!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/17/2011 در دنیای اطراف من

 

اینک انسان

اینک منم انسان در برابر یک دروغ بزرگ به نام رستگاری! اینک منم انسان با انبانی پر از سرهای بریده و زبان های قطع شده! پنجه های خونینم راکجا پنهان کنم… درطول تاریخ یا درعرض آن؟

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/14/2011 در دنیای اطراف من

 

این خدای ترسناک!

ببین چقدر خدا ترسناک است که حتا همتایش، شیطان، هم هنوز جرات نکرده است پیامبر، امام، یا دست کم ولی فقیهی به سوی آدمیان گسیل کند!

 
۱ دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/14/2011 در دنیای اطراف من

 

هیولا

بزرگ ترین مشکل این است که اگرچه همه ی حاکمان از دست خدا به ستوه آمده اند ولی نمی دانند چگونه از شر هیولایی که اسلاف شان برای سر به راه نگاه داشتن مردم پدید آورده اند رهایی یابند، پس خود نیز در دام پیشینیان شان اسیر می شوند و از خدا می گویند!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/14/2011 در دنیای اطراف من

 

بی نیاز از خدا

کشتن خدا دردی از جامعه دوا نمی کند، باید مردم را بی نیاز از خدا کرد… عدالت و برابری را به مردم بدهید کسی از شما خدا نخواهد خواست!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/14/2011 در دنیای اطراف من

 

آفرینش دیکتاتوری

آن کس که می تواند یک قادر مطلق را در مغزش بیافریند از آفرینش و پرستش نمونه ی زمینی آن چندان دور نیست. این گونه است که دیکتاتوری ها شکل می گیرند!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/14/2011 در دنیای اطراف من

 

آرزو!

با این جنگ های بچگانه ای که احاطه مان کرده است انگار چاره ای نیست و ما هم باید همچون دایی جان ناپلئون به هنگام مرگ فغان برآوریم که:» خدایا انگلیسی ها ( آمریکایی ها) را برسون ما را از دست این فک و فامیل نجات بدن!»

 
۱ دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/13/2011 در دنیای اطراف من

 

کاکتوس‌

‌کاکتوس‌ها نمی میرند، از درون می‌‌گندند؛ تیغ نشان زنده بودن نیست، همان گونه که سر نیزه دیکتاتور نماد جاودانگی‌اش نیست!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/12/2011 در دنیای اطراف من

 

نان سوخاری

به قول ناپلئون بزرگ، کسی‌ که صبح زود نان سوخاری می‌‌خورد از میدان جنگ خبر ندارد ولی‌ آن را کنترل می‌‌کند.

(راستش دارم نان سوخاری با قهوه می‌‌خورم و نمی‌‌دانم من این گزین گویه را گفته‌ام یا ناپلئون )

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/11/2011 در دنیای اطراف من

 

خامنه ای مظلوم!

هر چه فریاد دارید بر سر خامنه ای بکشید ولی گناه خودتان کمتر از خامنه ای نیست.

 

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/07/2011 در دنیای اطراف من

 

کتاب

اسمش اینه که در ایران کتاب چاپ میشه… بیشتر این کتاب ها، درسی هستند یا کمک آموزشی. تازه همین ها هم تیراژی بالای پنج هزار ندارند. بقیه کتاب ها که تیراژشان به زحمت به دو هزار می رسد… برای یک کشور هفتاد میلیون نفری با این همه مردم که ادعای باسوادی دارند این تیراژ شرم آور نیست، تهوع آور است… دست همه تان درد نکند!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/07/2011 در دنیای اطراف من

 

آخرین تانگو در کرج

دو، سه روز قبل از این که از ایران خارج شوم دم غروب رفتم کوه های عظیمیه کرج… همه شهر زیر پایم بود… تا توانستم داد زدم و فحش دادم. این آخرین تانگوی من با شهری بود که دوستش داشتم ولی باید ترکش می کردم!

 

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/07/2011 در دنیای اطراف من

 

روا زاده

ایران هستی؟ می خوای معروف و پولدار بشی؟ برو در مورد مضرات خمیر دندان یا شامپو بنویس… در مورد غیر بهداشتی بودن ساعت دیواری اظهار نظر کن… از احتمال ورود اکسید فلزات به بدن هنگام استفاده از قاشق و چنگال بگو… تو که از روازاده کمتر نیستی!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/07/2011 در دنیای اطراف من

 

لبخند

به دروغ لبخند می زنم تا روی روزگار را کم کنم… عوضی اون هم به دروغ لبخند می زنه!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/06/2011 در دنیای اطراف من

 

مسوولیت

انسان یعنی مسوولیت؛ و این بدترین بخش ماجرا است که خوشبختانه راحت می شود از آن گریخت!

 

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/06/2011 در دنیای اطراف من

 

فحش

جا نماز که فرار نیست آب بکشیم: یادش به خیر، جوان که بودیم دست به فحش دادن مان هم بد نبود فقط حواس مون بود کجا فحش بدیم که آبرومون نره… می دونی اون روزا فحش دادن هم یه جور هنر بود، هنری که هر جایی رو نمی کردیم!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/06/2011 در دنیای اطراف من

 

باور

مسخره ترین، چندش آورترین، احمقانه ترین و تحقیر آمیز ترین مساله ای که در زندگی وجود دارد این است که اگر به دوردست ترین سیاهجاله هم تبعید شوی باز چیزی پیدا می کنی که به آن باور بیاوری، حتا اگر ذره خاکستری معلق در کهکشان باشد!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/05/2011 در دنیای اطراف من

 

زن ایرانی

خرافاتی شدن زن ایرانی نتیجه ی نظام سیاسی-فرهنگی ای است که دست او را از عدالت زمینی کوتاه کرده و به خدایی موهوم بند کرده است.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/05/2011 در دنیای اطراف من

 

خدا

خدا حامله است… عشقش به حسین او را حامله کرد!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/05/2011 در دنیای اطراف من

 

کلاهبرداری ادبی

دارم نوشته های قدیمی مو به روز می کنم میدم به خورد ملت. خوشبختانه چون کسی هم نمی خونه متوجه نمیشن… کاشکی انشاهای دوره دبستانم رو هم هنوز داشتم و باهاشون کاسبی فرهنگی می کردم!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/04/2011 در دنیای اطراف من

 

دو برادر

این برادر بزرگ ها معمولا بی سر و صدا و خحالتی اند و در برابر برادر کوچک ها آتش پاره و شر هستند! همیشه تو کوجه ولو هستن شیشه می شکنن دعوا می کنن فحش میدن ولی باز همه اونا رو بیشتر از داداش بزرگه ی مودب دوست دارن. حسین پسر علی، منو یاد این برادر کوچیک های دردسر ساز می اندازه!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/04/2011 در دنیای اطراف من

 

انقلاب، اندیشه و هنر

همه ی انقلاب های بزرگ دارای پیش زمینه ی فکری ای بوده اند که با کمک هنر گسترش پیدا کرده اند. شما چه دارید؟ باز هم منتظر انقلاب هستید؟ بشارت بر شما که به چیزی بهتر از انقلاب پنجاه و هفت دست نخواهید یازید!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/04/2011 در دنیای اطراف من

 

سانسور

از همان روز که متلک های شیطان به خدا در کتاب تاریخ فرشتگان نگاشته نشد، سانسور شکل گرفت و هنرمند دشمن جامعه معرفی شد!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/04/2011 در دنیای اطراف من

 

شیعه ی سه امامی

بررسی های سازمان ریاضی دانان بدون مرز نشان می دهد که شیعیان شمردن بلد نیستند و در حالی که فقط به علی و حسین و رضا علاقه دارند خود را شیعه ی دوازده امامی می نامند!

 
10 دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/04/2011 در دنیای اطراف من

 

مغز

هیج کس به مغز علاقه ای ندارد حتا لاشخورها هم وقتی با جسد یک آهو روبرو می شوند نخست به باسن او یورش می برند. سرنوشت روشنفکری در ایران هم همین است و روشنفکر برای بهتر فهمیده شدن باید باسنش را به نمایش عمومی بگذارد!

 
2 دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/03/2011 در دنیای اطراف من

 

مرگ

مردن ترس ندارد چگونه مردن است که به اضطراب دامن می زند… و چقدر این روزها اضطراب دارم!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/03/2011 در دنیای اطراف من

 

مسخره بازی

خیلی چیزها هست که الان نمیشه در موردشان حرف زد و باید خفه شد… احمقانه تر این که می دانی هیچ وقت نخواهی توانست در موردشان حرف بزنی… همان بهتر که خفه شد و مسخره بازی درآورد تا دم مرگ!

 
۱ دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/03/2011 در دنیای اطراف من

 

ارزشی

ارزشی از اولش ارزشی نبود؛ هالو بود و پخمه، که گاهی نماز هم می خواند… مسخره اش کردیم جا خالی داد افتاد تو بغل خامنه ای!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 12/03/2011 در دنیای اطراف من