RSS

بایگانی ماهانه: اکتبر 2011

روسیه

از روسیه چه خبر؟ اون هم منشوری شده یا هنوز اجازه داره با جمهوری اسلامی ور بره؟!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/31/2011 در دنیای اطراف من

 

شورت

رهبر مثل شورت می مونه، اگه زود به زود دور نمی اندازی ش دست کم هر روز بشورش تا بو نگیره!

 
3 دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/30/2011 در دنیای اطراف من

 

اقتدا

هی گفتند ورزشکاران باید به علی اقتدا کنند نتیجه اش این شد… شانس آوردیم به محمد اقتدا نکردند!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/30/2011 در دنیای اطراف من

 

نماز

هرگز هیچ کس مجبورم نکرد نماز بخوانم اما خودم خیلی به نماز علاقه داشتم و حتا یواشکی نماز شب هم می خواندم آن هم زمانی که پدر و مادرم هر از گاهی نماز می خواندند. هیجان انگیزترین قسمت نماز برای من زمانی بود که سر خدا کلاه می گذاشتم و تسبیحات اربعه را نمی خواندم که زودتر تمام شود برم سراغ کتاب هام… خوشبختانه خدا هیچ وقت نتوانست مچم را بگیرد!

 
۱ دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/29/2011 در دنیای اطراف من

 

مقایسه

خامنه ای وقتی در مورد اعدام ها حرف می زده فراموش کرده بگه:» تازه کجای کاری عمو… زمان امام خمینی هر چی شوت می زدیم می خورد ساعت استادیوم؛ الان گل که می زنیم هیچی، بازیکن خودی را هم با انگشت مورد لطف قرار می دهیم!»

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/29/2011 در دنیای اطراف من

 

جنگل

گاهی درختان اجازه نمی دهند کلیت جنگل را دید به همین دلیل  برای دیدن جنگل باید تا حد امکان از درخت ها فاصله گرفت. یک سیاستمدار هرگز نباید این نکته را فراموش کند!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/29/2011 در دنیای اطراف من

 

لاتاری

این همکار اسپانیشم زیر بارون بدو بدو رفته لاتاری خریده و برگشته تو ماشین به من میگه شده صد و هفتاد میلیون دلار شاید این بار ببرم! میگم اگه برنده بشی چکار می کنی؟ میگه سرمایه گذاری می کنم یا یه جایی رو می خرم پولم را بیشتر کنم. میگم تو که عاشق غذایی یه رستوران بخر. چیزی نمیگه حدس می زنم در رویای صد و هفتاد میلیون دلاره پس چیزی نمیگم تا خوش باشه… بعد از چند دقیقه میگه: ده دقیقه ش ده دلار میشه می دونی اگه صد تا داشته باشی چه پولی به جیب میشه زد؟! میگم چکار می خوای بکنی… رستوران زنجیره ای می زنی؟ میگه نه رستوران دردسر داره… بر می گردم گواتمالا روسپی خانه باز می کنم!

وا رفتم!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/27/2011 در دنیای اطراف من

 

اشتباه ما

جدی نگیرید ولی گاهی به خودم می گویم با این پررویی ای که احمدی نژاد دارد و با در نظر گرفتن توان او در جوگیر شدن، اگر در انتخابات سنگ او را به سینه زده بودیم و او را برای رهبری جنبش جلو انداخته بودیم شاید تا حالا جمهوری اسلامی سرنگون شده بود و یک نظام مردم سالار داشتیم که در آن احمدی نژاد با شادی تمام پست دبیر کلی سازمان ملل متحد درکهکشان راه شیری و حومه را پذیرفته بود و خود را برای تاسیس یک کهکشان در سیاهچاله سی ام دویست آماده می کرد!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/26/2011 در دنیای اطراف من

 

سریال ایرانی

هر بار یک سریال ایرانی می بینم حس آدمکشی در من شدت می گیرد.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/25/2011 در دنیای اطراف من

 

Basijies

Keep your friends close and your enemies closer but let Basijies sit on your laps!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/23/2011 در دنیای اطراف من

 

کابوس

تصور کن همه ی چیزهایی که تا کنون به آنها باور داشته ای اشتباه باشند… تصور کن زمین مسطح است و روی شاخ گاو قرار دارد… تصور کن ماه در چند کیلومتری زمین است و جنسش از پنیر است… تصور کن باکتری ها و ویروس ها وجود ندارند و جن هایی که وارد بدن می شوند و روح را تسخیر می کنند موجب بیماری می شوند… تصور کن جاذبه ی زمین دروغ است و چیزی که جاذبه ی زمین می دانیم دافعه ی خورشید است… از همه بدتر: تصور کن چیزی به نام خدا وجود دارد که همه ی این مسخره بازی های اطرافت را او آفریده است!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/23/2011 در دنیای اطراف من

 

چاقوی اسلامی

چاقویی که به ماتحت قذافی فرو رفت آغشته به طنین الـله اکبر بود… این که چه بر سر مردم لیبی خواهد آمد را باید از همان چاقو پرسید!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/23/2011 در دنیای اطراف من

 

چوب دو سر طلا

اقتصاددان نیستم ولی هر ننه قمری اینو می دونه که در کشوری که مردمش پول شون رو به جای سرمایه گذاری به طلا تبدیل می کنن و توی هزار تا سوراخ قایم می کنن یا اگه خیلی اهل مخاطره باشن پول شون رو در حساب دراز مدت بانک می گذارن که بیست، سی درصد سود بگیرن و دل خوش باشن که پول در میارن، هیچ چیز پیشرفت نخواهد کرد مگر تنبلی!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/21/2011 در دنیای اطراف من

 

گدا

یا گدا مدار که رب معتبر شود، گر معتبر شود ز گدا بی خبر شود

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/21/2011 در دنیای اطراف من

 

کابوس

کابوس یعنی این که بدانی نوادگان احمق تو از خمینی و خامنه ای، محمد و علی دیگری خواهند ساخت و از حسین شریعتمداری و حسن عباسی، بلال و ابوذر! راستی ما خود نوادگان احمق چه کسی هستیم… آزادیخواهان هزار سال پیش؟!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/21/2011 در دنیای اطراف من

 

دامن

نمی دونم دامن نفوذ میاره یا هر کس که نفوذ داره به دامن علاقه مند میشه… در طول تاریخ همه ی آدم های با نفوذ دامن بر تن داشته اند از زن ها بگیر تا پاپ ها و آخوندها!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/20/2011 در دنیای اطراف من

 

قذافی

شاید قذافی در آخرین لحظه ها به این می اندیشید که اگر در این سال ها به تحجر دامن نزده بود به روش عصر حجر به مجازات نمی رسید! نمی دانم تجربه ی ایران چه خواهد بود… بعید می دانم عاقبت بهتری در انتظار خامنه ای باشد.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/20/2011 در دنیای اطراف من

 

چماق

این بنی صدر همون بنی صدر نیست که می گفت موی زن چماقه و باید به وسیله ی حجاب او را خلع سلاح کرد؟!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/19/2011 در دنیای اطراف من

 

حقوق بشر

مشکل جمهوری اسلامی حقوق بشر نیست، جمهوری اسلامی با بشر مشکل دارد.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/19/2011 در دنیای اطراف من

 

خدایان زمینی و آسمانی

تفاوت نگاه ما با یونانی ها این است که آنها خدایان شان را زمینی کرده اند و ما زمینی های مان را آسمانی!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/19/2011 در دنیای اطراف من

 

نماینده

ناصرالدین شاه دلقک های زیادی داشت که یکی از آنها کارش این بود که بر آلتش ریسمان ببندند و از دو سوی رودخانه او را تکان دهند و با هر تکان دادن او بادی در کند تا شاه به نشاط آید. سید علی آقای ما نیز گله ی بزرگی از آنها دارد که در جایی به نام مجلس در حال ریسمان به آلت بستن و باد در دادن هستند!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/17/2011 در دنیای اطراف من

 

خدا

بزرگ ترین شانسی که خدا دارد این است که فرزندی ندارد وگرنه در برابر این پرسش که:» بابا من از کجا اومدم؟» همچون آن چهار پای معروف در گل گیر می کرد!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/17/2011 در دنیای اطراف من

 

پاندورا

خواستم ادای پاندورا را در بیارم پس در جستجوی امید در جعبه را باز کردم… همه ی بدبختی ها بیرون آمدند ولی عوضی ها یادشان رفته بود تو جعبه ی من امید را بگذارند!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/17/2011 در دنیای اطراف من

 

خودکشی

اندیشیدن به خودکشی تحمل زندگی را آسان تر می کند زیرا همیشه می دانی راهی برای خروج از بن بست وجود دارد!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/16/2011 در دنیای اطراف من

 

انتظار ظهور!

همیشه منتظر هستیم یک نفر بیاید و همه چیز را درست کند اما ای کاش می دانستیم شاید آن یک نفر خود ما باشیم!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/16/2011 در دنیای اطراف من

 

خاکی باش استاد!

کودکستان که می رفتیم اولین چیزی که با شعر یادمون می دادند این بود:» قاشق دست راست… چنگال دست چپ»؛ سال ها بعد یک دانشجو داشتم که مربی مهد کودک بود یک روز داشت سر کلاس پیش از شروع درس غذا می خورد و با من حرف می زد که دیدم با این که چنگال داره از دستش به جای چنگال استفاده می کنه… همون شعر را برایش خواندم… گفت: خاکی باش استاد… خاکی باش!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/16/2011 در دنیای اطراف من

 

تدبیر

با توجه حرف هایی که خامنه ای در مورد تدبیر می زنه فکر می کنم ریشه کلمه ی تدبیر باید «دبر» باشه!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/16/2011 در دنیای اطراف من

 

ولی فقیه

هر احمقی می داند ولی فقیه فراتر از خدا است زیرا خدا نمی تواند قوانین خود را تغییر دهد ولی فقیه هم می تواند قوانین خدا را تغییر دهد و هم می تواند آنها را به کلی تعطیل نماید.

 
4 دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/16/2011 در دنیای اطراف من

 

کرکس

اگر باز بر سر یک نفر نشیند او پادشاه می شود، اگر کبوتر بنشیند رییس جمهوری می شود و اگر کرکس نشیند ولی فقیه پدید خواهد آمد!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/16/2011 در دنیای اطراف من

 

پستو

پستوی خانه را از خدا نهان باید کرد!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/16/2011 در دنیای اطراف من

 

زبان

آخرش هم نفهمیدم خدا با چه زبانی با آدم یا فرشتگان حرف می زد… آن زمان که انسان هنوز زبان را اختراع نکرده بود!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/15/2011 در دنیای اطراف من

 

آدم و حوا

تقصیر حوا نبود… خدایی هم در کار نبود… آدم از یک جا ماندن خسته شده بود و می خواست چیزهای جدید را تجربه کند، پس خواب نما شد!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/15/2011 در دنیای اطراف من

 

تلافی!

تهران در پاسخ به عملکرد نابخردانه دولت انگلیس در ممنوع اعلام کردن فعالیت شبکه پرس تی وی، جاسوسان خود در انگستان را فرا خواند و سطح روابط جاسوسی را به حداقل رساند.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/15/2011 در دنیای اطراف من

 

ظهور

و روزی که امام زمان ظهور نماید مردمان بامدادان دنبلان بکارند و به گاه صلات ظهر چلو کباب سلطانی درو کنند با دوغ آبعلی و پیاز اضافه!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/13/2011 در دنیای اطراف من

 

سلاح های من

یک شمشیر دارم که از بس سنگینه نمی تونم بلندش کنم… یه کلت نیمه قلابی دارم که دلم نمیاد باهاش به دیوار هم شلیک کنم… می مونه این خودکار بیک که از ایران آورده بودم تا باهاش «چیز» بنویسم ولی دیگه مثل مغز خودم خشک شده!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/11/2011 در دنیای اطراف من

 

حرف مرد!

این قدر گفته اند حرف مرد یکی است و این قدر از مردانگی دم زده اند که مدت ها است کسانی که ادعای مردانگی دارند به چیزی فکر نمی کنند مبادا تغییری در آنها رخ دهد!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/11/2011 در دنیای اطراف من

 

فردا

آخرش هم نفهمیدم که چرا همیشه کارهای فردا سخت تر از کارهای دیروز است حتا اگر دیروز یک کوه را جا به جا کرده باشم و فردا بخواهم مدادم را از روی زمین بردارم!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/10/2011 در دنیای اطراف من

 

ژاپنی!

دیگر کسی ژاپنی های دوربین به دست را به یاد نمی آورد… دیگر کسی به خاطر نمی آورد آنها از دزدیدن ایده ها و اختراعات آغاز کردند… ای کاش ما هم دوربین به دست بودیم… ای کاش ما هم می دانستیم چه چیزی را باید دزدید!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/09/2011 در دنیای اطراف من

 

آخوند

هیچ آخوندی نمی گوید خدایش ترش است ولی تو که هنوز حس چشایی ات را از دست نداده ای!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/09/2011 در دنیای اطراف من

 

زندگی ماشینی

بدترین چیزی که در زندگی ماشینی وجود دارد این است که انسان نمی تواند به ماشین تبدیل شود وگرنه بقیه اش بسیار زیبا و رمانتیک است. از همین جا است که نسبت به چیزی که خودم ساخته ام احساس حقارت می کنم.

راستی اگر خدایی وجود داشته باشد او نیز چنین احساسی دارد؟!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/09/2011 در دنیای اطراف من

 

آلزایمر

شما یادتون نمیاد… من هم که آلزایمر حاد دارم… از امروز زندگی زیبا است!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/09/2011 در دنیای اطراف من

 

خدای خوشگل من!

الان دیگه کسی با این که خدا وجود داره یا نه کاری نداره… همه دارن پز خدای خودشون رو میدن و این که چقدر خوشگل و خوش تیپ و بزن بهادر و جوونمرده! خوشحالم که دیگه صورت مساله ای نمونده و کم کم باید دختره رو هم وارد داستان کنیم که خدا بره نجاتش بده!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/09/2011 در دنیای اطراف من

 

بودا و نیلوفر آبی اش!

بودا می گوید:» همچون نیلوفر آبی که بر روی مرداب زیست و به گِل و لای آن آلوده نگشت من نیز زاده شدم . در این دنیا زیستم و از آن گذشتم ولی خود را بدان نیالودم» ولی فراموش می کند و یا نمی خواهد بگوید که از همان لجن مرداب تغذیه کرده است تا بودا شده است… بیدار شو بودا و راستش را بگو!

 
۱ دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/09/2011 در دنیای اطراف من

 

مصدق

صرف نظر از این که مصدق خوب بود یا بد، اگر او الان زنده بود بسیاری از کسانی که اکنون از او بت ساخته اند دشمن خونی اش بودند و چه متلک ها که بارش نمی کردند.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/09/2011 در دنیای اطراف من

 

رهبر

یک مربی می تواند متشخص، مهربان، صادق و دوست داشتنی باشد اما اگر نتواند نتیجه لازم را بگیرد باید کنار برود حتا اگر میلیون ها طرفدار داشته باشد. جنبش آزادیخواهی در ایران نیز باید به فکر یک رهبر توانمند باشد… کسی که بتواند تغییری ایجاد کند نه این که خود یک مانع به شمار آید!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/08/2011 در دنیای اطراف من

 

کابوس یک بامداد پاییزی!

ده دقیقه پیش با یک کابوس از خواب پریدم: حسین شریعتمداری برنده جایزه صلح نوبل شده بود و با یک زیر پوش رکابی آمده بود توی مراسم. هر قدر تلاش کردم داد بزنم صدایم در نمی آمد به ناچار لیوان قهوه ام را پاشیدم توی صورتش و پیش از این که پلیس هایی که به سویم هجوم آورده بودند دستگیرم کنند زرنگی کردم و از خواب بیدار شدم!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/08/2011 در دنیای اطراف من

 

آزادی سیاسی در ایران!

سیاه شروع می کند و می برد و می کشد!

 

 

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/07/2011 در دنیای اطراف من

 

عالیجنابان

روزگاری یک عالیجناب سرخ داشتیم و چند عالیجناب خاکستری؛ که را سپاس باید گفت که این روزها روی هر عربده کش قداره بندی انگشت می گذاری خودش به تنهایی چند عالیجناب «خاک توسری» است؟!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/05/2011 در دنیای اطراف من

 

فارسی

به زبان عامیانه نوشتن ایرادی ندارد،مشکل از آنجا شروع می شود که نمی دانند چگونه آن را بنویسند. مشکل این است که فکر می کنند عامیانه نوشتن آسان تر از نگارش رسمی است!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/05/2011 در دنیای اطراف من

 

بت

بت، حتا یک بت زشت گلی کج و کوله، بر همه ی خدایان نادیدنی برتری دارد زیرا دست کم می توانی با آن پشتت را بخارانی یا به جای یکی از سنگ های دروازه گل کوچک از آن استفاده کنی و هر وقت هم گل خوردی یک لگد به آن بزنی؛ اما با این خداهای نادیدنی حتا نمی توانی تشتک یک نوشابه را باز کنی!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 10/03/2011 در دنیای اطراف من